دلفین باشید

این روزها فکر میکنم آدم های اطرافم را می شود مثل موجودات دریایی به سه دسته تقسیم کرد: ماهی های حوض، کوسه ها و دلفین ها.. ماهی های حوض که همیشه قربانی هستند آنها کم و بیش و برحسب طبقه ی اجتماعی خود، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص می‌شوند و حتی ممکن است قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند.

کوسه ها اما آدمهایی هستند که همیشه تفکر برنده-بازنده را در زندگی خود اجرا می کنند..برای اینکه من برنده شوم تو باید بازنده باشی و این هیچ استثنایی ندارد..برای کوسه ها هر ماهی دیگری با هر شکل و طرح و رنگ  ، دشمن به حساب می آید. هر ماهی دیگری یک طعمه است ...یک وعده ی غذایی بالقوه به جساب می آید. آدم هایی که در این دسته هستند فقط به کسانی حق حیات می دهند که از جنس خودشان باشند با تفکرات آنها زندگی کنند حتی ظاهرشان هم نباید فرقی با کوسه ها داشته باشد...هر تنوعی به منزله ی بازنده بودن در این بازیست . در تفکر این آدم ها یا میخوری و یا خورده میشوی...راه سومی وجود ندارد. شاید هرکدام از ما هم این نقش را بازی کرده باشیم یا حداقل به آن فکر کرده باشیم. ..

دنیای این روزهای من به نوعی دنیای کوسه ها شده است ..کسانی که برای رسیدن به خواسته های خود دیگران را می درند و بطور موذیانه ای به شخصیت آدم های اطرافشان حمله می کنند...اطرافم پر از آدم هایی است که در تمام روز مشغول بازی برنده – بازنده هستند.

من اما فکر میکنم نوع دیگری از انسان ها هم هنوز وجود دارند..انسانهایی که دلفین هستند...دلفین ها حیوانات شاد و بازیگوشی هستند که باهوش ترین موجودات روی زمین به شمار میایند. آنها در زندگی اجتماعی خود تفکر برنده-برنده را برگزیده اند. دلفینها معتقدند که دنیا سرشار از نعمت و فراوانی و تنوع است ...آنها همه چیز را با دیگران تقسیم می کنند...حتی احساساتشان را..اگر یک دلفین زخمی شود دیگران او را همراهی می کنند تا به سلامت به گروه برگردد...

وقتی یک کوسه با یک دلفین در دریا روبه‌رو می‌شود کوسه حمله می‌کند چون تنها روش ارتباطی او برنده ـ بازنده است‌ ولی دلفین با انعطاف‌پذیری خاص خود فرار می‌کند و می‌گوید من در دنیایی سرشار از ثروت و وفور نعمت زندگی می‌کنم.در دریا برای همه به اندازه کافی غذا هست..به مقدار لازم عشق و دوست داشتن وجود دارد .. پس بیا با هم بازی و همکاری کنیم. کوسه دوباره حمله می‌کند چون توانایی روحی لازم را برای خارج شدن از تنگ‌نظری ندارد، او به هر موجودی که کوسه نباشد حمله می کند...بنابراین مجددا حمله می‌کند. دلفین که می‌بیند دیگر چاره‌ای ندارد می‌گوید: من آن قدر انعطاف‌پذیری دارم که در موقع مناسب فرار کنم و در موقع دیگر به یک کوسه تبدیل شو‌م پس حالا آماده رویارویی باش. و از ستون فقرات به کوسه حمله می کند...تحقیقات نشان داده از هر 100 مورد 95 مورد  پیروزی با دلفین هاست..

اما اگر به طور تصادفی، کوسه آن قدر باهوش باشد که  بفهمد حریف دلفین نمی‌شود و بخواهد در بازی و همکاری با او شرکت کند، دلفین به راحتی او را می‌بخشد و طوری با او رفتار می‌کند که انگار یک دلفین است.

این روزها فهمیده ام همه ما در سطوح مختلف دلفین‌هایی بالقوه هستیم وبرای پایان دادن به مسائل ناخوشایندی که در زندگی روزمره با آنها مواجه هستیم  از انعطاف‌پذیری لازم برای تبدیل شدن به یک کوسه نیز برخورداریم ..

 
پ ن: من فکر می کنم بعضی ها هیچ وقت نمی تونن کوسه بشن ...از جمله خودم .... من فقط می تونم از یک دلفین شاد به یک دلفین غمگین تبدیل بشم !!! 

 

 

/ 5 نظر / 141 بازدید
آرزو

که ان شااله این دلفین هر چه زودتر دوباره شاد میشه[لبخند]

ص ه

من فکر می کنم بعضی ها هیچ وقت نمی تونن کوسه بشن ...از جمله خودم .... من فقط می تونم از یک دلفین شاد به یک دلفین غمگین تبدیل بشم !!!

سمر

دوست داشتم کوسه باشم! کوسه ها پیروزند... اما من دلفینم... دلم...

دريا

منم کوسه نيستم گاهي مي گويم اي کاش منم مي توانستم يک کوسه باشم.اما لذت دلفين بودن بيشتره مگه نه دريا جون؟ مهم اينه که من هيچ کدومشون نيستم نه کوسه نه دلفين.

گلی

ولی من فکر کنم خیلی راحت می تونم کوسه باشم..کلی هم خوش می گذره حال آدمای کوسه ای رو بگیری