حالت تهوع

یک روزهایی در زندگی  هست که حالتی شبیه به تهوع داری...یک تهوع مدام درحالیکه  چیزی هم بالا نمیاوری ..مثل روزهایی که یکی از دوستان قدیمی بعد از مدت ها تلفن میکند و جویای احوالت می شود و میگوید: چطوری؟ خوبی؟ خوش میگذره؟!!... و این جمله ی آخر را با چنان غلظت و تاکیدی ادا می کند جوری که انگار میخواهد بگوید : مطمئنم که دارد خوش میگذرد! ...این جور وقت ها یهو لبخند روی لبهایت می ماسد و از خودت میپرسی: واقعا دارد خوش میگذرد؟ من واقعا خوبم؟! ...و درست همین جا آن حالت کذایی تهوع را تجربه میکنی...یکی انگار دلت را چنگ میزند... بدترین قسمت ماجرا آن جاست که انتظار دارد بگویی: خیلی خوش میگذرد ..یا بدون شما خوش نمی گذرد! و از این حرفها.... بعدش هم از سر ذوق یک خنده ی زورکی تحویلش بدهی... اینجاست که یادت میافتد حال و روز خوشی نداری  دلت میخواهد بگویی: نه خوب نیستم! خوش نمیگذرد... از خودت می پرسی : کدام یکی را بگویم؟...از کجا شروع کنم؟...همان موقع است که در کسری از ثانیه خودت را جمع و جور میکنی ، لبخند میزنی و میگویی: آره...خوبم...همه چی خوبه... و بعد با جمله ی : تو چه خبر ؟!  توپ را در زمین او میاندازی و یک نفس راحت میکشی....

پ ن: زندگی همه ی آدم ها دو حالت بیشتر ندارد.. یا در طول زمان معنا پیدا میکند، یا سطحی میگذرد...زندگی برای من همیشه در حال معنا گرفتن و بی معنا شدن بود.. این اتفاق به شکل مستمر وسینوسی در حال تکرار است.. و من همیشه میان این دو حالت معلق زندگی کرده ام.. و حالا خسته ام.. خسته از معلق بودنم..این حالت ِ مسخره و به درد نخور نسل من است.. نسل ِ همیشه مأیوس من..

این روزها با اینکه اتفاقات خیلی خوبی در حیطه ی کار  و تحصیل برایم رخ داده است نمیدانم چرا باز هم حالت تهوع دارم

انگار دارم دلتنگی های روی دل مانده ام را بالا میاورم.. بالا می آورم همه ی تلاش های بی حاصلم را برای انسان ماندن.. و به اندازه ی همه ی روزهای تلخم، دم و بازدم های بی اراده ام را کش می دهم.. می دوزم این روح هزار تکه ام را به جسم خسته اما زنده ام.. و نقشه ی قتل بی حوصلگی های تکراری ام را می کشم.. نقشه ی به آتش کشیدن همه ی ثانیه هایی را که به هیچ گذشت.. رنگ می پاشم به دیوار تک رنگ تنهایی ام.. و آب و جارو می کنم حیاط زندگی را و آب می ریزم پشت عشق و میگویم به سلامت!

…….و چه غیر منصفانه تسلیم سرنوشت می شوم !

/ 11 نظر / 64 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شین

سلام دریا جان. اتفاقات خوب شغلی و تحصلیت رو بهت تبریک می گم. خیلی خوبه که داری دلتنگی ها و چیزهای آزاردهنده ی روحت رو بالا می یاری. این یه جور سم زداییه. گرچه الان حالت از این وضعیت بده، اما درست می شه. حتماً از اون پیله ای که توش فرو رفتی، یه روز یه پروانه ی قشنگ و سبکبال بیرون می یاد. اون پروانه تویی بعد از تحمل همه ی تنهایی ها و شکست ها. مطمئن باش اون موقع خودتم دیگه دریا رو نمی شناسی. دعا می کنم تحمل درد این روزها رو داشته باشی و طاقت بیاری، دعا می کنم توی یکی از همین لحظه های تلخ و تاریک، تو وجودت یه جرقه ی جادویی بزنه و همه چیز طوری درست بشه که باور کنی خدا چطور این مسیرها رو برای رشد و شکوفایی ما طراحی کرده. زندگی جز یک شوخی بزرگ چیزی نیست.

بیتا

عزیزم...جونم..مهربونم...حالت رو بیش ازهمه میفهمم کاش کاری ازمن برمیومد اما میدونم بازهم درسی هست ودریایی که شاید کمی سخت ودردناک اما قویتر ازقبل اونو رد میکنه میبوسمت

جرم شناس

میگذره مطمئنم این روزهای سخت میگذره دریا و ما یه نفس از ته ته دلمون می کشیم و هوای تازه رو دوباره استشمام می کنیم[بغل]

ترنج

خدارو شکر که چند تا اتفاق خوب داشتی ایشالاه همه دلتنگی ها هم تموم میشه گل پسرت چطوره؟

آرزو

تنهایی سخته احساس تنهایی از خودش سختتره[ناراحت] زوری هم شده خبرهای خوب کاری و تحصیلی رو بنویس یا خاطرات بامزه ای از پسرگلت اینطوری شاید حالت بهتر بشه[لبخند] حداقل من دلم خوش میشه که شاید ذره ای از دعاهام برای تو مستجاب شده[نیشخند]

مهسا

یعنی معجزه ای در عشق هست که حتی اگه آدم هیچی نباشه بازم دلخوشه اینکه یکی دوست داره ... بهت فکر می کنه... برات نگرانه امیدوارم همه خدا لطف کنه به همه این موهبتشو بده

مهسا

باید فراموشت کنم... چندیست تمرین می کنم ... من می توانم می شود .....آرام تلقین می کنم .. من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی دگر .. حالم ؟ نه ... اصلا خوب نیست .. تا بعد بهتر می شوم ... باید فراموشت کنم ... چندیست تمرین می کنم... روزهای قشنگ هم مطمئنا از راه خواهند رسید.. دریای مهربان من.. این جمله را با سختی اش صد بار تضمین می کنم....

مهراوه

وقتی بازی های زندگی این مدلی روح و جسم تو را صیقل می ده بزرگت می کنه انقدر بزرگ می شی که آدمای هم قدت را دیگه کم می تونی پیدا کنی..... همینه که تنهایی هات روز به روز بیشتر و بیشتر می شه.... متاسفم دوستم.....

۩۞۩ پدرام ۩۞۩

ابرهاي غارتگر ديرزماني پيروز نخواهند ماند، دير زماني صاحب آسمان نخواهند بود و اختران را تنها به ظاهر در كام خود فرو مي برند. والت ویتمن سلام دوست خوب من قوی و محکم باش دوست من.... به دنیا بخند......... به روز کردم و منتظر حضور پرمهرت هستم

گلی

همه ی ما به نوعی تسلیم سرنوشتیم...